بافت شال مبل، کوسن و رومیزی
برای خانهای که با عشق چیده شده.
هر شال مبل، کوسن، رومیزی و رانر، فقط یک محصول نیست؛ تکهای از روح و آرامش است که گرهبهگره با دستهای سولماز بافته میشود.
جایی که هر نخ، داستانی از آرامش میشود و هر بافت، دلی را گرم میکند.
عکس دکور خانهات را بفرست تا رنگ و مدل را باهم انتخاب کنیم.
چند صفحه از آلبوم بافتهای سولماز
این عکسها، سفارشهای واقعی هستند؛ از رومیزی و رانر تا فرش گرد و کیف. هرکدام میتواند با رنگ و ابعاد دلخواه تو دوباره متولد شود.
رومیزیهایی که نور را نرم میکنند
مناسب میز جلو مبلی، کنسول یا میز پذیرایی؛ بافتهای ریز و برجسته که بازی نور را روی میزتان شاعرانهتر میکند.
گوشه دنج خانه، روی یک دایرهی بافتنی
فرشهای گرد چندرَجی؛ مناسب کنار تخت، جلوی شومینه یا گوشهای که میخواهی کتاب و چایات را آنجا ببری.
خطی از بافت، وسط میز ناهارخوری
رانرهای کشیده که میز را از سادگی در میآورند؛ از صبحانههای دو نفره تا مهمانیهای رسمی.
گلهایی که هرگز پژمرده نمیشوند
گلهای بافتنی که میتوانند تبدیل به پتو، شال مبل یا روتختی شوند؛ قابهایی پر از رنگ و خاطره.
کیفهایی که بوی هنر میدهند
کیفها و سبدهایی که هم کاربردیاند، هم شبیه یک تابلوی کوچیک همراهت میآیند؛ مناسب هدیه یا استفاده روزمره.
وقتی همهچیز با هم ست میشود
ترکیب چند کار کنار هم؛ رومیزی، رانر، زیرلیوانی و شال مبل که یکجا دکور خانه را عوض میکند.
از اینجا گرهزدن قصهی شما شروع میشود
یک عکس از مبل، میز یا فضایی که برایش بافت میخواهی بفرست؛ بعد با هم دربارهی رنگ، مدل و زمان تحویل صحبت میکنیم.
شال مبل، کوسن، رومیزی، رانر، فرش بافتنی یا ست کامل؛ هرچه در ذهن داری، با چند پیام ساده تبدیل به یک طرح واقعی میشود.
• عکس واضح از فضایی که قرار است بافت روی آن باشد (مبل، میز، کف).
• رنگهای اصلی دکور (فرش، پرده، مبلمان).
• حدود بودجه و زمانی که برای تحویل در نظر داری.
• اگر یکی از همین عکسها را دوست داشتی، همان را بفرست تا مشابهش را ببافم.
دربارهی من؛ سولماز
قصهی قلاب و چند کلاف ساده، از کنار دست مادرم شروع شد و حالا در گرههای هر کار، ردّ همان عشق و صبر را میشود دید.
جایی که هر نخ، داستانی از آرامش میشود
و هر بافت، دلی را گرم میکند.
من، سولماز،
گرهبهگره، میان شلوغی زندگی
پناه آوردهام به هنر قلاببافی—
به جهانی که در آن
رنگها حرف میزنند،
نخها میرقصند،
و نتیجهی هر کار
چیزی فراتر از یک محصول است؛
تکهای از روح.
از روزهایی که کنار مادرم مینشستم
و نگاه میکردم چگونه
گرهها از میان انگشتانش
زندگی میشوند شروع شد.
من قلاببافی را از دستهای گرم مادرم آموختم؛
از صبرش، از آرامشش،
و از عشقی که بیصدا
در هر رج مینشست.
دل نوشته ای از بانو سولماز به زیبایی پیچ خم های بافت های زیبایش:
آرام
در نسیمِ خیال
جهان دوباره
در دستانم زاده میشود…